امروز: یکشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ / قبل از ظهر / | برابر با: الأحد 20 ذو الحجة 1441 | 2020-08-09
کد خبر: 7082 |
تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۱:۳۷ | ارسال توسط : |
1501 بازدید
۰
| 1
ارسال به دوستان
پ

در بیست و هفتمین روز از اولین ماه بهار سال ۱۳۷۷ در حال کوچ به سمت محل سکونت تابستانه خود در صحرای سردسیر سرقوچ در ارتفاعات منطقه شاه منگشت بودند ک اسیر برف و باران سنگین شدند و ۹ تن از آنها جان به جان آفرین سپردند.

تصاویر آرشیوی

سالروز تلخ ترین حادثه ی تاریخ عشایر بهمئی*

حادثه ناگهانی و پیش بینی نشده ای ک قلب طایفه ی خلیلی را مورد هدف قرار داد.

عشایر طایفه خلیلی ک محل سکونت آنها در شهر صیدون خوزستان بود

در بیست و هفتمین روز از اولین ماه بهار سال ۱۳۷۷ در حال کوچ به سمت محل سکونت تابستانه خود در صحرای سردسیر سرقوچ  در ارتفاعات منطقه شاه منگشت بودند ک اسیر برف و باران سنگین شدند و ۹ تن از آنها جان به جان آفرین سپردند.

این قربانیان ک همگی از تیره ولی‌محمد از طایفه خلیلی بودند روز ۷۷/۱/۲۶

از صحرای مرغزار در منطقه شاه منگشت ب سمت ارتفاعات کوهستان و صحرای سرقوچ حرکت کردند و با پیمودن مسیر سخت و طاقت فرسا ب همراه دام خود و گذر از منطقه تاگک به منطقه  گندمکار رسیدند.

آنها ک بسیار خسته شده بودند تصمیم گرفتند شب را در منطقه گندمکار سپری کنند.

پس از استراحتی کوتاه و سپری کردن شبی سرد در گندمکار ، صبح روز پنج شنبه

۱۳۷۷/۱/۲۷  آنجا را به سوی سکونت گاه عشایر در صحرای سرقوچ ترک کرده اند.

ناگهان در مسیر حرکت آنها آسمان خشمگین ، تصمیم گرفت خشمش را بر سر عشایر خسته و بی پناه خالی کند.

ب یک باره هوا ابری شد و ابرهای سیاه روشنی آسمان را محو کرده بودند.

رعد و برق شروع شد و طوفان شدیدی از برف و باران همراه با وزش باد سرد و شدید شروع شد عشایر راه بازگشتی نداشتند.

و در واقع قبل از اینکه اسیر برف شده باشند اسیر غرور خود شده اند و باور نمی‌کردند ک گرفتار همچین حادثه ای شوند.

آنها تصمیم گرفتند ب مسیر خود ادامه دهند

شدت بارش برف دوچندان شد ناگهان یکی از آنها ک نجات افروغ نام داشت و از آنها کمی عقب تر بود بر زمین افتاد و از شدت سرما آرام آرام جان سپرد.

پیمودن این مسیر سخت ، بسیاری از انرژی بدن آنها را گرفت و گرسنگی نیز درد دوم آنها شد و توان استفاده از اندک آذوقه خود را نیز نداشته اند.

بقیه آنها چند صد متر جلوتر رفتند ک هر کدام یک ب یک تنشان مقاومت خود را از دست داده و بر زمین افتاده اند و آرام آرم از شدت سرما یکی پس از دیگری جان سپردند.

و از طرفی نیز خرس ها ب گوسفندان آنها حمله کردند و تعداد زیادی از گوسفندان را دریدند.

تعداد آنها ک ۱۴ تن بود ، ۵ تن از آنها ک ب غارهای آن اطراف پناه بردند و زنده ماندند ک ۲ تن از آنها کودک شیرخوار بودند ب طور معجزه آسا زنده ماندند.

که یکی از این دو کودک پدر و مادرش نیز در این حادثه جان سپرده اند اما خودش در آن سرمای شدید زنده ماند.

و  2 تن از ۵ تن زن و یکی از آنها مرد بود.

یکی از دختران ک ب غاری پناه برد و  در خاطرت دردناک خود گفت شاهد جانسپاری تک تک قربانیان بوده ام و موقعی ک ب غار پناه برده بودم خرس‌ها پس از دریدن گوسفندان ب سمت اجساد قربانیان آمدند ک من بدجور آشفته و گریان شده بودم اما ب آنها آسیب نزدند و از کنار اجساد گذشتند و من تاصبح روز بعد در آن غار از شدت سرما ، ترس و وحشت ب خود میلرزیدم و گریه و شیون میکردم و انگار تمام دنیا بر سرم آوار شده بود.

طوفان بهاری روز بعد تمام شد و آن دختر ک مهتاب نام داشت صبح روز بعد از غار بیرون آمد و ب سمت خانواده های سادات حسینی ک همسایه عشایر بهمئی بودند رفت و با شیون و گریه و زاری امداد خواهی کرد ک سادات حسینی ک ب محل حادثه نزدیک بودند ب کمک او شتافتند و سنگ تمام گذاشتند.

در آن زمان ک  تلفن ب صورت امروزی در دسترس نبود

این خبر تلخ پس از ساعتها ب کمک مردم غیور غیور سادات حسینی ب دهدز و سپس از مخابرات دهدز با تماسی خبر ب صیدون رسید.

سراسر خلیلی ها را عزا و ماتم فرا گرفته بود.

هر نقطه ای از خاک صیدون از هر خیابان هر کوچه و هر خانه گذر میکردیم صدای شیون و زاری تمام شهر را فرا گرفته بود.

افراد زیادی از طوایف مختلف بهمئی ب صورت گروه چند نفره پس از گذر از جاده پر پیچ و خم و مرگبار شاه منگشت خود را با زحمت فراوان ب منطقه مرغزار شاه منگشت رساندند و پیاده عازم سرقوچ شدند مسیری بسیار سخت و کوهستانی در سرمای شدید و پس از ساعت ها کوه پیمایی ب اجساد قربانیان رسیدند.

لحظه تلخی بود ک دل هر بیننده را ب درد می آورد همه شیون ، گریه و زاری میکردند.

و سرانجام پس از سه روز از آن حادثه تلخ جانباختگان حادثه ب کمک دلاورمردان سادات حسینی ده چمن و ساکنین آن منطقه و با کمک فراوان بخشدار وقت دهدز آقای محمد نریموسایی ، از سرقوچ به دهدز و از دهدز به صیدون  انتقال یافتند و در شهر صیدون با حضور پرشور طوایف بهمئی و ایلات همسایه در یک مراسم باشکوه به خاک سپرده شدند.

روحشان شاد و یادشادشان جاودان باد.

اسامی جانباختگان این حادثه دلخراش

* یدالله آغل 

و دخترش زیبا 

و دو تا از دختران پسرش به نام های کبری وصغری.

* نجات افروغ 

و برادرش رضا افروغ 

و قدم خیر خسرونژاد زن رضا افروغ.

* حبیب الله آیین فر

* عیدی افروغ

*نویسنده : محمد آرزو*

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرتان را بیان کنید

نظرسنجی

Sorry, there are no polls available at the moment.

فوتبال

به نظر شما گسترش قلعه تل قهرمان لیگ دسته اول خوزستان می شود؟

Loading ... Loading ...
Scroll to Top